السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

184

جواهر البلاغة ( فارسى )

التحزن على ما فات من الشباب . بىترديد اين سخن گرچه در اصل وضع ، خبريّه بوده است ليكن در اينجا براى انشاء افسوس خوردن و اندوهناك نمودن بر آنچه از جوانى گذشته است به كار رفته . و كما فى قول جعفر بن علبة الحارثى و همان‌گونه كه در سخن جعفر پسر علبه حارثى آمده است : هواى مع الركب اليمانين مصعد * جنيب و جثمانى بمكة موثق معشوق من به دنبال قافلهء يمنىها مىرود و پيكر من در مكه در بند است . نگاهى به واژه‌هاى شعر : « هوا » : به معنى عشق و در اينجا به معنى معشوق است . « هواى » : معشوق من . « ركب » : قافله . « يمانين » : جمع « يمان » و در اينجا منسوب به يمن است . « مصعد » : رونده . « جنيب » : پيرو ، تابع ، به دنبال رونده . « موثق » : در بند . فهو يشير الى الاسف و الحزن الذى الم به من فراق الاحبة و يتحسر على ما آل اليه امره و القرينة على ذلك حال المتكلم كما يفهم من الشطر الثانى فى قوله : « هواى - الخ » شاعر به افسوس و اندوهى كه از جدايى دوستان به او رسيده است اشاره مىكند و بر سرانجام كارش اندوه مىخورد ؛ و قرينهء بر اين ، حالت متكلم است . همان‌گونه كه از نيمهء دوم ( مصراع دوم ) شعرش فهميده مىشود . 2 - و منها اظهار الضعف كما فى قوله : 2 - يكى از آن اهداف ، ابراز ناتوانى است . همان‌گونه كه در سخن او آمده است : ربّ انّى لا استطيع اصطبارا * فاعف عنّى يا من يقيل العثارا پروردگارا بىشك من تاب شكيبايى ندارم ، پس از من درگذر اى كسى كه از لغزشها درمىگذرى . قصد مؤلف از استشهاد به اين شعر جملهء « انى لا استطيع اصطبارا » است كه خبريّه است و به قصد ابراز ناتوانى در انشاء ايراد شده است . 3 - و منها اظهار السرور . 3 - و يكى از آن اهداف ، ابراز شادمانى است ؛ مانند : « كتب اسمى بين الناجحين » نام من در ميان پيروزى يافته‌ها ( پذيرفته‌شدگان ) نگاشته شده است . 4 - و منها الدعا . 4 - يكى از آن اهداف ، نيايش است ؛ مانند : « نجّح اللّه مقاصدنا » خداوند آرمانهاى ما را برآورده سازد . و مانند : « ايّها الوطن لك البقاء » اى ميهن پايدار بمانى . ( پايدارى براى توست ) .